آیا کم توجهی به شهرستان گرگان پایان می یابد ...؟!

متخصصان امر توسعه اذعان دارند که تحقق توسعه ی پایدار در هر جامعه ای ، از پرداخت متوازن به آن حاصل میشود و در هر جامعه ای نتیجه ی بی توجهی به هر یک از ابعاد توسعه پرداخت هزینه های سنگینتر در آینده برای جبران آن است.
توازن منطقه ای در توسعه نیز، بر همین مبنا طراحی و اجرا میشود. یعنی با شناخت شاخصهای مرتبط هر منطقه، منابع با توجه به نیاز محلی و منطقه ای تخصیص داده شود.
بی توجهی به همین مساله و نامتوازن عمل کردن در استان مازندران سابق باعث شد تا منطقه گرگان و دشت (یا استان گلستان فعلی) چند دهه از روند توسعه به نسبت کشور عقب بماند .؟؟؟!!! نگاهی کارشناسانه به تفاوت فاحش بودجه های استان گلستان پس از انتزاع از مازندران در زمینه های مختلف (به ویژه بخش های بنیادی و زیرساختی) و مقایسه آنها با گذشته می تواند ابعاد این موضوع را بیشتر مشخص نماید.
یکی از مهمترین مشکلاتی که در مازندران سابق مطرح و مورد اعتراض بود عدم تناسب در توجه و رسیدگی به مرکز استان در مقایسه با سایر شهرهای همتراز و بزرگ مازندران به نسبت اعتبارات موجود بود. البته گویا این مساله هنوز هم کمابیش در مازندران ادامه دارد و زمینهساز طرح مباحثی مانند استان شدن غرب مازندران بعنوان استانی مستقل است.
این که مرکز استان به عنوان مرکز سیاسی و اجتماعی یک استان می باید امکانات لازم را برای سرویس دهی ستادی و مدیریت کلان داشته باشد موضوعی پذیرفته شده است. اما این موضوع نباید موجب کم توجهی به سایر نقاط گردد. موضوعی که پیش از انتزاع گلستان در مازندران سابق کمابیش موجب بحث هایی بود.
اما اتفاق جالب دهه اخیر در گرگان، عکس سیاست ذکر شده بوده و بنظر می رسد رویه افراطی در دوری گزینی از توسعه پایدار مرکز استان یک استراتژی بوده است.!!!
بیش
از دوازده سال از استان شدن منطقه گرگان و دشت و انتخاب گرگان به عنوان
مرکز سیاسی استان گلستان می گذرد. شهر گرگان با بیش از سی صدو
پانزده هزار نفر جمعیت شهری ، اکنون حدود نیمی از کل جمعیت شهری استان را
در خود جای داده است. این شهر تاریخی رشد بی سابقه ای را در افزایش جمعیت
و توسعه قارچ گونه و بی ضابطه را در دوازده سال گذشته تجربه کرده است که
نتیجه آن افزایش کاذب قیمت مسکن، هجوم دلالان و زمین خواران، تخریب مناطق
ویلایی اطراف، حاشیه نشینی مخرب، فروش صدها هزار متر مربع تراکم افزایشی ،
ترافیک روزافزون ، کاهش استانداردهای شهرنشینی، کاهش سلامت روانی
شهروندان، آلودگی های زیست محیطی و.... بوده است.
با این همه، در این مدت گرگان بدون کمک ها و رسیدگی قابل توجه از بودجه های ملی و استانی، به کار سرویس دهی به مردم استان مشغول بوده است.
هیچ کس نمی تواند منکر محرومیت شدید استان گلستان به ویژه در مناطق شرقی و شمالی آن شود. این محرومیت از نگاه کارشناسان و از دید هر شهروند باید هرچه سریع تر رفع شود.
اما رویه موجود استان در این یک دهه رویه عادلانه و متناسبی نبوده است. در این سال ها در گرگان کدام طرح اساسی برای کاهش مشکلات این شهر از سوی استانداری پیگیری و اجرا شده است؟
به گواه عملکردها و آمار ، اندک کارهای صورت گرفته نیز توسط شهرداری گرگان و نهادهای مشابه بوده است.
اما در این دوازده سال به عنوان نمونه، آیا کمربندی گرگان ساخته شده است؟ در حالی که میدانیم که خیابان های معمولی شهر مرکز استان بار ترافیک ترانزیتی را به دوش می کشند و هر روز شاهد تخریب حجم بیشتری از آسفالتهای شهری هستیم که از محل عوارض شهروندان گرگانی اجرا شده اند.
آیا هزینه یا سرمایه گزاری قابل توجهی در مناطق گردشگری محورناهارخوران و پارک جنگلی النگدره صورت گرفته است؟
آیا استانداری و مدیران ارشد استان توانستند جلوی فاجعه تخریب منطقه تاریخی و گردشی زیارت را بگیرند؟
آیا ساخت پارکهای جنگلی بزرگ از بودجه های استانی نصیب گرگان شده است؟
آیا هیچ بودجه استانی به ارتقای استانداردهای شهر بزرگی چون گرگان منجر شده است؟
آیا برای بافت فرهنگی و تاریخی استراباد با قدمتی چند صد ساله، برنامه ریزی و سرمایه گزاری مناسبی صورت گرفته است؟
آیا برای موج مخرب حاشیه نشینی و تغییر کاربری و تخریب گسترده اراضی کشاورزی اطراف شهر گرگان و برخی روستاهای تاریخی این شهرستان و جلو گیری از گسترش ساخت و ساز ناپایدار و غیر مجاز ، برنامه ریزی صورت گرفته است . ؟
آیا برای اسکان اتباع خارجی در قزاق محله روستای نومل و حضور متمرکز افاغنه در شمال گرگان در جوار روستاهای کریم آباد و محمدآباد و خسارات اجتماعی و اقتصادی مانند تشدید ناامنی ، تشدید بیکاری ، توزیع مواد مخدر و تشدید سایر جرمها ، که از طریق افاغنه مجاز و غیر مجاز به شهروندان گرگانی تحمیل می شود تدبیری شده است ؟!
آیا با توجه به سیاست های عمرانی دولت جهت تکمیل پروژه های ناتمام تاکنون برای پروزه های ناتمام گرگان مانند فرهنگسرا و ..... مسئولان تدبیری کرده اند ؟!
آیا برای تراکم بالا و بیش از ظرفیت و تعداد زیاد زندانیانی که از سراسر استان در گرگان نگهداری میشوند تدبیری شده است ؟!
آیا برای افزایش آمار نگران کننده جرم و جنایت در گرگان سیاست زده تدبیری شده است ؟!
آیا مقامات مسئول برای جلوگیری از مهاجرت غیر متعارف و هجوم به رسوم و فرهنگ غنی مردمان این شهرستان تاریخی در طی دهه گذشته تدبیری کرده اند ؟
آیا .....
نیک می دانیم که در مواردی حتی این شهر گرگان است که از محل عوارض اخذ شده از شهروندانش به استان کمک می کند.( خدماتی مانند سرویس دهی آتش نشانی شهرداری گرگان از این دسته خدمات میباشد)
در کمال بی تدبیری، مشاهده می شود برخی سازمانها و ادارات کل در مناطق مرکزی این شهر تاریخی اقدام به ساخت و ساز نموده و این امر باعث گردیده تا نه تنها بار ترافیکی و روانی مردم را زیاد کند، بلکه توازن اقتصادی را نیز در شهر دچار اختلاف فاحش نماید.
اما در این سالهای پس از تشکیل استان، بعضی شعارهای سطحی، باعث توجه افراطی به موضوعات شهرهای کوچک و رهاکردن موضوعات مبتلابه مرکز استان بوده است.
بارزترین این موضوعات را می توان در زمینه گردشگری در شهر گرگان مشاهده کرد.
ناهارخوران و النگدره، دو پارک با بیشترین تردد و مسافر، رها شدهاند و اعلام میزان هزینه کرد بودجههای استانی و ملی در این پارکها همتراز مناطق گردشگری شهرهای تازه تاسیس و کوچک استان نه تنها موجب شگفتی بوده بلکه خجالت آور است.
متاسفانه مانورهایی که برای اثبات عدالت ، توسط برخی مدیران در این زمینه انجام شده است از عدالت به دور است. چرا که شهرستان گرگان با حدودپانصد هزار نفر جمعیت و شهر گرگان به تنهایی حدود نیمی از جمعیت شهری استان را در خود جای داده است. بی آن که متناسب با این جمعیت از امکانات و سرانه های مناسب برخوردار باشد و در طی این سالها محرومیت های گسترده در شهر مهاجرپذیر گرگان ، پشت شهرسازی بی حساب و کتاب و ساختمانهای بلند شهر پنهان شده و از چشم برخی مدیران دور مانده است.
نرخ رشد بیش از پیش بینی ، برای شهر گرگان در سرشماری سال۸۵ نکته بسیار مهمی بود که بتنهایی تحلیلهای بسیاری برای این شهر و آینده آن را در خود دارد.
در بخش صنعت نیز وضعیت گرگان ، بهتر از این نبوده است. سرمایه گذاری صنعتی در محدوده گرگان محدود شده است !!!؟؟؟ و آمار سرمایه گزاری در برخی شهرک های صنعتی شهرهای دیگر استان و مقایسه آن با دو شهرک صنعتی گرگان یک و دو، خود نمایانگر این موضوع می باشد . بماند که شهرک صنعتی حیدرآباد که قرار بود تبدیل به پارک فن آوری اطلاعات شمال کشور شود با بی تفاوتی و پیگیری نکردن برخی افراد مسئول تبدیل به یک شهرک صنعتی معمولی گردید .
عدم سرمایه گزاری مناسب در گرگان به نسبت میانگین استانی، به معنای عدم تناسب شغل و نیروی کار و حداکثر، نشانگر ایجاد شغلهای کاذب و دلالی است.
در این سال ها، برخی از مدیران به جای صرف کردن بودجه ها برای تامین زیرساختها، تنها برای رضایت شهرهای کوچک ، به شکل افراطی از توجه به مرکز استان خودداری کرده اند و منابع مالی را به شکلی شکسته و تخصیص داده اند که دردی از همان شهرهای کوچک را هم دوا نکرده است. جالب آن که برخی ادارات، هنوز اداره شهرستانی خود را در مرکز استان راه اندازی نکرده اند!.
اکنون گرگان، شبیه روستایی بزرگ است که نه تنها شاخص های مناسبی برای شهروندانش فراهم نکرده است، بلکه مسافران خوش خیال را تنها با اسم و رسم یک مرکز استان به استراحت بین راهی می خواند و به آنان کمترین امکانات را نشان می دهد.
اینها همه نتیجه تفریط مدیرانی است که چون معنای توسعه پایدار را درک نکرده اند، بی توجهی به شهرستان گرگان را افتخاری برای نمایش مدیریت خود یافته اند. حال آنکه ، مدیریت عدالت محور ، نه افراط دارد و نه تفریط و برمبنای عدالت و واقعیت تصمیم میگیرد.






