
عکس از حاج داود عامری - هنرمند گرگانی
ستارگان تابناک هر شهر و دیار کسانی هستند که علاوه بر زندگی شرافتمندانه فردی برای پیشرفت و توسعه جامعه در عرصه های مختلف تلاش می کنند .
در سرزمین تاریخی گرگان هم کوشش و مجاهدت برخی از شهروندان در عرصه های مختلف علمی ، فرهنگی ، ورزشی و اجتماعی از آنان چهره هایی ساخته است که نام و یاد آنان افتخار این دیار تاریخی است . مردان و زنانی که پس از سالها تلاش و کسب تجربه در زندگی تبدیل به اسطوره و ستارگان ماندگاری شده اند و از آنها در دوران مختلف همواره به نیکی یاد می شود . شهر گرگان با پیشینه و قدمتی کهن خاستگاه نام آورانی بوده است که برای ساختن این شهر تاریخی تلاشهای زیادی کرده اند آنها همواره آسایش و رفاه خود را در آسایش و شادمانی دیگر شهروندان جسته اند . نام این ستارگان چون نگینی درخشان در آسمان تاریک این سرزمین ستمدیده می درخشد و یقینا تکرار نام آنان مایه افتخار همه ی ما و نسل آینده میباشند ......
پنجاهمین سالگرد تاسیس استخر سیدین و روزخبرنگار فرصتی مناسب بود تا به دیدار دو تن از شهروندان و چهره های ماندگار گرگان زمین نائل گردیم .
سید رضا سیدین ملقب به پدر ورزش گرگان در سال ۱۲۹۸ در محله میخچه گران گرگان بدنیا آمد . او که از همان ابتدای نوجوانی در رشته های مختلف ورزشی بخصوص دومیدانی و پرش ، ورزشکاری نمونه و شاخص بود .
سیدین در سال ۱۳۲۲ پس از طی دوره دانشسرای تربیت بدنی بعنوان معلم ورزش در زادگاهش مشغول به فعالیت شد .وی بدنبال شایستگی های فراوان در سال ۱۳۳۰ بعنوان رئیس تربیت بدنی گرگان مشغول به کار شد .
که برخی از فعالتهای ایشان بشرح ذیل میباشد :
- احداث باشگاه و استخر سیدین در گرگان
- ساماندهی و تشکیل تیمهای ورزشی برای اولین بار در گرگان
- احداث سالن تختی و دبیرستان واثقی
- باز پس گیری زمین استادیوم ورزشی گرگان از متصرفین

این چهره ماندگار حدود شصت سال به خدمتگذاری خالصانه به جوانان این آب و خاک همت گمارد و از هیچ تلاشی برای اعتلای نام گرگان کوتاهی نکرد .....
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
روز خبر نگار نیز بهانه ای بود تا به اتفاق سیدمحمود میرکریمی پیشکسوت عرصه خبرنگاری - محمد ابراهیم صالحی رئیس سابق آموزش و پرورش گرگان - محمود اخوان تاریخ نگار گرگانی - مهدی شریف موسوی فعال اجتماعی و کارشناس محیط زیست به دیدار محمد ابراهیم برادران رئیس سابق انجمن شهر ، تاجر و روزنامه نگار صد و هفت ساله گرگانی برویم .
این چهره ماندگار گرگان زمین در سال ۱۲۸۳ در محله تاریخی میرکریم بدنیا آمد و پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه در کنار پدرش به کار تجارت در منطقه گرگان ودشت مشغول شد . از ویژ گیهای شاخص این ستاره درخشان گرگانی ، دفاع از حقوق مردم و شهروندان در مقابل حکومت شاهنشاهی بود که از آن جمله می توان از ایستادگی وی در مقابل نماینده انتصابی ، سید محمد علی شوشتری نام برد که همواره مقابله با او به منزله مقابله با حکومت بود .
محمد ابراهیم برادران علاوه بر خدمتگذاری شبانه روزی به مردم این دیدار بعنوان رئیس انجمن شهر ( شورای شهر ) ، پانزده دوره مسئولیت اتاق اصناف گرگان را نیز عهده دار بود . این چهره ماندگار گرگانی صاحب امتیاز نشریه اصناف بود که شاید از معدود روزنامه نگارانی بود که طعم توقیف را پیش از انتشار نخستین شماره نشریه اش در چاپخانه چشید .


باز امشب هوس گریه پنهان دارم
میل شبگردی در کوچه باران دارم
کوچه پر نم نم باران و هم آواز قنوت
خاک نم دیده و بر آن رد پای ملکوت
کسی از دور به آواز مرا می خواند
از فراز شب بی راز مرا می خواند
راهی میکده گمشده رندانم
من که چون راز دل می زدگان عریانم
باید از خود بروم تا که به او باز آیم
مست ، تا بر سر آن راز مگو باز آیم .....
باز امشب هوس گریه پنهان دارم
میل شبگردی در کوچه باران دارم
حال من حال نماز است و دو دستم خالی
راه من دور و دراز است در این بی حالی
شب و باران و نماز ست و صفا پیدا نیست
کدخدایان همه هستند و خدا اینجا نیست
همه هستند بدانسان که برون از دستند
عده ای مست می و عده ای از خود مستند
امشب از خود به در آییم و صفایی بکنیم
دستی از جان بدر آریم و دعایی بکنیم.....
آی ! در بین من و ما ، من و ما پنهان است
زره از پشت ببندید که نامردانند !
باز امشب هوس گریه پنهان دارم
میل شب گردی در کوچه باران دارم.......

نشست مشترک شهردار گرگان ، اعضای شورای شهر با حضور مهندس دادبود معاونت عمرانی استانداری گلستان در خصوص برخی موضوعات و پروژه های شهر گرگان در استانداری گلستان تشکیل شد .
در این جلسه ابتدا قلیشلی ریاست شورای شهر بر ضرورت پیگیری بعضی از پروژه های ناتمام گرگان و استمرار جلسات و پیگیری منظم موضوعات را از سوی مهندس دادبود درخواست نمود .سپس نگارنده مطلب به معرفی بعضی از موضوعات ناتمام در شهر گرگان پرداخت و از معاونت استانداری ایجاد هماهنگی باسایر دستگاه ها و پیگیری مستمر ایشان بعنوان نماینده عمرانی دولت در خصوص بعضی پروژه های موثر را خواستار شدند.
پروژه های ناتمامی مانند :
۱ ـ انتقال دخانیات گرگان از مرکز شهر و تبدیل آن به سایت فرهنگی و ورزشی .
۲ ـ انتقال خانه های سازمانی اداره کل منابع طبیعی از محور گردشی ناهارخوران و ایجاد پارک جنگلی جدید برای بهره برداری شهروندان گرگانی در منطقه ناهار خوران .
۳ ـ توجه ویژه به مناطق گردشی گرگان ، علی الخصوص هزارپیچ - النگدره و ناهارخوران
۴ ـ تعیین تکلیف وضعیت مدرسه سابق طالقانی و اضافه شدن آن به پارک شهر گرگان .
در ادامه این جلسه خانم عبدالهی عضو شورای شهر نیز تعیین تکلیف وضعیت پروژه ناتمام تالار گرگان را که تاکنون شهرداری چندین میلیارد تومان در آن هزینه کرده است را درخواست نمود .
------------------------------------------------------------------------------------------- توضیح : مطابق آمار و مدارک موجود معتقدم دولتمردان در دو دهه گذشته در توزیع اعتبارات ملی و استانی جفایی بزرگی به شهر تاریخی گرگان روا داشته اند وهمین بی مهری ها موجب گردیده است تا گرگان در بین مراکز استانها تقریبا بالاترین نرخ بیکاری کشور را دارا می باشد..!!!؟؟؟

شورای اسلامی شهر گرگان با پیشنهاد شورای نامگذاری مبنی بر انتخاب روز بیستم شهریور ماه بنام روز گرگان موافقت کرد . این روز پس از گذشت ماهها وتشکیل جلسات کارشناسی متعدد و ارائه یازده پیشنهاد توسط گروه های کارشناسی از سوی شورای نامگذاری به اعضای شورای شهر پیشنهاد گردید این اقدام به دلیل اهمیت شهر گرگان ضرورت توجه بیشتر به موضوعات مختلف اجتماعی - تاریخی - فرهنگی و سیاسی گرگان صورت گرفته است و پیشنهاد گردیده تا در این روز به موضوعات مختلف شهر گرگان و شهروندان گرگانی توجه ویژه گردد و مقرر شد آیین جشن روز گرگان به صورت ویژه و با حضور محققان ، اندیشمندان ، نخبگان ، شهروندان موثر و چهره های علاقه مند به تاریخ و پیشینه شهر گرگان برگزار شود .
به همین منظور جهت هر چه بهتر برگزار شدن این روز مقرر گردید تا کمیته ای مرکب از کارشناسان مختلف زیر نظر شورای شهر این مهم را برنامه ریزی نماید و این کمیته از نقطه نظرات همه علاقه مندان بهره مند گردد .
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
توضیح : نام شهر گرگان در تاریخ بیستم شهریور ماه ۱۳۱۴ از استراباد به گرگان تغییر یافت و سرانجام با وجود یازده پیشنهاد ، این گزینه در شورای نامگذاری دارای اکثریت قاطع گردید

این راه به کجا میرود ...؟؟؟!!!

چند روز پیش در یکی از نشریات مطلب عجیبی را دیدم ، این نشریه به نقل از امام جمعه مشهد نوشته بود که دوچرخه سواری برای زنان خلاف شرع و حرام میباشد...!!؟؟
این مطلب تامل برانگیز سوالات زیادی را در ذهن بسیاری مطرح می نماید ؟؟؟؟ و از آنجایی که تمام موضوعات در دین مبین اسلام مبانی عقلی و علمی دارد ای کاش ایت الله علم الهدی توضیحات بیشتری می دادند تا نسل جوان و پرسشگر امروز پاسخ سوالات خود را از ایشان می گرفتند.!!!!!!
پس از قرائت این مطلب به یاد خاطره ای از رهبر فقید انقلاب و بنیان گذار جمهوری اسلامی افتادم که ایشان هنگامی گه با خبر شدند تعدادی افراد افراطی در کلاس های درس بعضی از دانشگاه ها بین خانم ها و اقایان پرده نصب کرده اند دستور دادند تا مسئولین امر شبانه نسبت به جمع آوری ژرده های نصب شده اقدام نمایند چرا که معتقد بودند این اقدام افراطی موجب فاصله گرفتن نسل جوان و افراد فرهیخته و دانشجویان از مبانی دینی خواهد شد.

هنوز مردها بیشتر از زنان می میرند...؟؟؟!!!

بررسی آمار فوت شدگان و نگاهی اجمالی به علل فوت شهروندان گرگانی در طی ماههای اخیر بسیار تامل برانگیز به نظر میرسد. بعنوان مثال در تیر ماه سال جاری جمعا گواهی فوت ۱۳۴ نفر در آرمستان گرگان ثبت شده است که از این تعداد هشتاد نفر مرد و پنجاه و چهار نفر زن بوده اند...!!؟؟
از نکات قابل توجه در این آمار، خودکشی دو مرد و فوت یازده نوزاد و تعداد زیاد فوت شدگان بعلت سرطان و سکته قلبی میباشد....
گفتنی است مطابق اعلام قبلی ظرفیت آرامستان گرگان از سالها پیش کامل گردیده و در اکثر قبرهای جدیدی که حفر میگردد استخوان اموات سالهای قبل پیدا می شود ... وطی سالهای گذشته هر بار که موضوع انتخاب قبرستان جدید و تبدیل امام زاده عبدالله به یک مرکز فرهنگی و محل همایشهای مذهبی از سوی نگارنده مطرح شده است با واکنشهای تند برخی افراد ذی نفوذ روبرو گردیده است...... بسیار معتقدم تعدد مدیریت در آرامستان گرگان ( اداره اوقاف - هیئت امنا - شهرداری و شورای شهر ) موجبات سودجویی بسیاری از افراد حقیقی و حقوقی و آسیبهای زیادی را برای شهروندان گرگانی فراهم آورده است ...بعنوان مثال بعضی از قبرها تا مبلغ شش میلیون تومان خرید و فروش گردیده است یعنی یک متر مربع از قبرستان گرگان گرانتر از یک متر مربع از یک واحد تجاری در خیابان شالیکوبی ( ولیعصر ) ..... میباشد ؟؟؟!!!

بدنبال طرح برخی سوالات از شهردار گرگان و ضرورت توجه بیشتر به موضوعات اساسی و بعضی ناکامی ها.... در آخرین جلسه رسمی شورا از ریاست جلسه تقاضای تشکیل جلسه ای غیر علنی را نمودم...... که خوشبختانه با تائید سایر همکاران این جلسه در ظهر سه شنبه دوازدهم مرداد ماه هفته جاری تشکیل شد.
در این جلسه ابتدا اعضای شورای شهر نظرات و سوالات خود را در خصوص موضوعات مختلف طرح کردند و سپس کریمی توضیحاتی را در خصوص سوالات اعضای شورا ارائه نمود و تصمیمات خوبی گرفته شد... که برخی موضوعات طرح شده در این جلسه غیر علنی از این قرار بود.....
بلاتکلیفی پروژه تله کابین و المان میدان بسیج - نگرانی از کندی پیشرفت پروژه های عمرانی - بروکراسی طولانی در امور اداری و ناتوانی برخی از کارکنان و نیروهای شهرداری - گلایه از وضعیت جمع آوری زباله و سد معبر سطح شهر - کندی اقدامات فرهگنی و آموزشی برای شهروندان توسط شهرداری - نبود بازارچه های جدید میوه و تره بار در سطح شهر - عدم تعامل لازم از سوی برخی دیگر از ادارات با شهرداری - بی توجه ای به ناهارخوران و موضوعات گردشی و تفریحی مردم گرگان - نا کامی در اجرای پروزه شهر بازی و . . . .
در این نشست سه ساعته کلاتی و حاج محمدی حضور نداشتند ....

.jpg)
چند روز پیش حاج علی کلاتی ، پر سابقه ترین عضو شورای شهر در اقدامی عجیب با ارسال نامه ای، به قناعت استاندار گلستان موضوعات تامل برانگیزی را مطرح کرد ...؟؟؟!!! کلاتی در این نامه شانزده صفحه ای، مطالب انتقاد آمیزی را که در چند ماه گذشته در خصوص کاهلی و قصور برخی مدیران گفته بودم به همراه بریده روزنامه ها و جراید و برخی مطالب مطرح شده در وبلاگ گرگان نامه را ، برای استاندار تازه وارد گلستان ارسال کرد...؟؟!! ودر نامه خود از عدم برخورد یا پاسخ با نگارنده (گرگان نامه) ابراز تعجب کرد...!!!
ظاهر ، این نامه بشکلی است که در نگاه اول به نظر میرسد کلاتی قصد حمایت از قلیشلی رئیس شورای شهر را داشته است ....اما با کمی دقت بخوبی مشخص میگردد که این نامه به شکلی کاملا سنتی تنظیم گردیده است ، کلاتی از استاندار گلستان خواسته است تا با عبدالرضا چراغعلی که این همه انتقاد می کند برخورد اداری صورت گیرد...؟؟؟!!! و با تهیه پرینت از برخی صفحات و مطالب وبلاگ گرگان نامه قصد تحریک مدیران سیاسی و امنیتی را علیه مدیر این وبلاگ شخصی داشته است....
از آنجایی که نگران ایجاد تنش در شورای شهر هستم قصد پیگیری این نامه غیر قانونی را که در روی سربرگ رسمی شورای شهر و با مهر قانونی شورا و در غیاب رئیس شورا تهیه گردیده است را ندارم ... و بسیار معتقدم این روشهای سنتی و سوخته شده در دهه چهارم از پیروزی انقلاب اسلامی دیگر نمی تواند روش و ابزار مناسبی برای پرونده سازی و از میدان دور کردن برخی باشد.....
--------------------------------------------------------------------------------------------
توضیح ۱ : تنها چند ساعت بعد از ارسال این نامه شانزده صفحه ای به استانداری ، از ارسال آن مطلع شدم و یک کپی از آن به دستم رسید... و برخی از کارشناسان با سابقه استانداری در تماس تلفنی گفتند این نامه بیش از همه آثاری منفی برای خود کلاتی و قلیشلی بعنوان ریاست شورا در پی داشته است که متاسفانه قلیشلی در دوره جدید ریاست شورا هنوز نتوانسته است کنترل امور اداری و داخلی شورا را در دست خود بگیرد .
توضیح ۲ : اگرچه تا کنون این چندمین باری است که یا می بینم و یا می شنوم علیه اینجانب توسط افرادی مشخص به برخی ادارات نامه ارسال میشود. اما برای تحقق برخی برنامه در شهر گرگان معتقدم شورا بیش از همه وقت به آرامش و سخت کوشی اعضا نیازمند است.
توضیح ۳ : در طی هفته گذشته ، پس از ارسال این نامه به استانداری تعداد مراجعین به وبلاگ گرگان نامه رشد بسیار چشم گیری داشته است که باید در این خصوص ممنون همکار عزیزم جناب کلاتی باشم ..؟؟؟!!!


سیزدهمین اجلاس مرکزی اعضای هیئت مدیره سازمان نظام مهندسی سراسر کشور در استان مازندران برگزار شد.... یکی از موضوعات اصلی دستور کار این اجلاس برگزاری انتخابات شورای مرکزی بود که این انتخابات تخصصی در اولین روز این گردهمایی در محمود آباد مازندران برگزار گردید.
در این انتخابات ، بیش از یکصد تن از مهندسان شناخته شده از سی استان و از سراسر کشور ثبت نام کرده بودندند و از استان گلستان نیز آقایان مهندس حجت اله عامری و عبدالجبار ایری بعنوان کاندیدا مطرح بودند که پس از رایزنی لازم ، با رای بالا از سوی حاضرین در این اجلاس به عنوان اعضای شورای مرکزی انتخاب گردیدند وبه وزیر مسکن معرفی شدند .
گفتنی است در این انتخابات ، جوانان شایسته گرگانی از بسیاری از چهره های پر آوازه سیاسی و مدیریتی کشور مانند مهندس بهرام غفاری ،مهندس هاشمی و مهندس ترکاشوند پیشی گرفتند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
توضیح ۱ : مهندس حجت اله عامری با تحصیلات کارشناسی ارشد عمران از دانشگاه علم و صنعت ایران یکی از جوانان فرهیخته و پر افتخار گرگانی میباشد که با تلاش شبانه روزی در عرصه عمرانی این سرزمین موفقیت ها و افتخارات زیادی را تاکنون کسب نموده است .
توضیح ۲ : با وجود تلاشها ولابی های زیادی که در این انتخابات عده ای برای خانه نشینی مهندس محمد غرضی رئیس فعلی سازمان مرکزی نظام مهندسی و جلب نظر مهندسان برای رای دادن به مهندس هاشمی ، معاون سابق وزیر کشور در دولت نهم بعمل آوردند ..... اما باز هم غرضی موفق به کسب بالاترین رای و هاشمی تقریبا کمترین رای را از آن خود کردند ...؟؟؟!!! وجامعه مهندسان کشور یکبار دیگر ثابت کرد سازمان نظام مهندسی تشکیلاتی تخصصی و غیر سیاسی میباشد.

آنقدر به راحتي به خود مي انديشيم كه از فكر كردن در باره اوضاع ديگران غافل شده ايم . انديشه ي تامين نيازهاي ، اولويت دار برايمان به حدي ضروري و فوري شده است كه تاخير در رسيدن به آن ، برايمان غير قابل تحمل شده است .
تنها به فكر خودمان در حياط شخصي زندگيمان هستيم و برايمان اهميتي ندارد كه ديگران چه فصل هاي سختي از زندگي را پشت سر مي گذرانند .
شاید نمي دانيم و نمي خواهيم بدانيم كه انسان هاي شريف و با آبروي شهرمان چگونه با سختي هاي زندگي دست و پنجه نرم مي كنند و چطور از روي شرم و حيا حاضر نيستند خود را و نيازشان را آشكار نمايند...
براستي آيا اين است رسم عدالت ؟ آيا اين است رسم انسانيت كه فراموش كنيم ديگران را و انسانيت را ؟!
چند روزي بود كه همسرم يادداشتي را روي ميز كارم در منزل قرار داده بود و هر بار كه شب ها دير وقت به خانه مي رفتم آن را مي ديدم . اما دريغ از فرصت به موقع انجام آن .
در اين يادداشت نوشته شده بود : مرغ + ميوه + پنير + شير پاكتي هم يادت نره . . .
غروبي از پنج شنبه از راه رسيد و بالا خره با چند روز تاخير ، پس از شنيدن سرزنش هاي زياد ، به بازار معروف شهرم ، " نعلبندان " به سراغ مغازه مرغ فروشي كه فروشنده آن كمي با من آشنايي داشت ، رفتم . بعد از سلام و احوال پرسي ، گفتم : سعيد جان لطفا 3 عدد . . . برايم آماده كن .
فروشنده هنوز مشغول تهيه درخواستم نشده بود كه زوج جواني هم آمدند و گفتند : آقا ، لطفا نيم كيلو پاي مرغ بكشيد . بعد از مدت كوتاهي زن جواني آمد و پرسيد : آقا ، جگرها كيلويي چنده ؟ فروشنده گفت : 1800 تومان . زن جوان سرش را پايين انداخت و رفت !
اماپس از لحظه اي كوتاه دوباره برگشت با چهره اي آرام و خجالت زده در حالي كه نشان از شرمندگي داشت به آهستگي ، طوري كه غير از فروشنده كسي حرفش را نشنود ، گفت : مي شه براي من 500 تومان بكشي ؟!!!
توي اين فاصله ، سعيد هر بار كه دست از كار من مي كشيد و جواب ساير مشتري ها را به ناچار مي داد ، مي گفت : مهندس جان ببخشيد ...
سرش كه خلوت شد ، پرسيدم : آقا سعيد مگر مرغ كيلويي چنده ؟ در حالي كه بالاي سرش ، تابلوي داخل مغازه اش را به من نشان مي داد ، گفت : 3400 تومان . گفتم : سعيد جان از اين دست مشتري ها كه الان آمدند ، برات خيلي مي ياد ؟ گفت : آره مهندس ، خدايي ،مردم خيلي گرفتارند.....
در همين فاصله مرد ميان سالي را كه كنار جعبه پاهاي مرغ نشسته و در حال جدا كردن پاي مرغ بود ،ديدم كه چگونه چند عدد پاي مرغ را داخل نايلون مي ريخت . و اين در حالي بود كه در دست ديگرش پلاستيكي بود كه در آن چند عدد سيب زميني و پياز كه شايد از یک كيلو هم كمتر بود ، چشمانم را به خود خيره كرد . درد ناك تر آن زمان بود كه مرد ميان سال از جا بلند شد و پلاستيك چند عدد باي مرغ را به فروشنده نشان داد و گفت : آقا چقدر بدم ؟
فروشنده انگار اين مرد خسته و خميده را خوب مي شناخت ... گفت : 200 نومان بده كافيه !!!!
ديگر نتوانستم طاقت بيارم ... بغض گلويم را مي فشرد . احساس بدي از خودم داشتم .
از ديدن شرايط سخت زندگي براي هموطنانم ، به شدت متاثر شده بودم ...
به سختي مرغ هايي را كه سفارش داده بودم از روي كانتر مغازه گرفتم و پولش را حساب كردم . اما برايم دشوار بود اين مرغ ها را به خانه ببرم ؟!
در حالي كه از تهيه بقيه سفارشات منصرف شدم در مسيربازگشت به خانه قرار گرفتم . در راه رسيدن به خانه با خود اين انديشه را داشتم كه خدايا.... مگر ما کشور ثروتمندی نیستیم ؟؟ پس چرا شرایط مردم اینگونه هست ؟؟!! خدایا.... به من توانايي بده كه رسيدگي به مشكلات هموطنانم را از خودم بيشتر دوست داشته باشم و به قول بانوي روان شناس برجسته كشورم ، دكتر سيما فردوسي ، تنها به خوشحال بودن خود راضي نباشم .........آمين .






